تبليغاتX
سلیمان


خونه 55 متري كه پيش خريد كردم يادتونه ؟ قرار بود اين مردك همين ماه خونه رو تحويلم بده راستش من خودم ده دوازده ميليون بيشتر پول نداشتم اين داداشم خدا بگم چيكارش كنه ميخواستم ماشين بگيرم يه دونه كك از صندوق عقب ماشين درآورد انداخت تو تمبون ما كه بابا جون ول كن ماشينو خونه رو بچسب . ما هم بادي تو غبغب كرديم كه رو حرف خانداداش حرف زدن معني نداره . با هر بدبختي ده ميليون ديگه جور كردم و دادم دست اين صابخونه خير نديده . خلاصه اينكه در بازرسي از پروژه متوجه شدم تا الان فوقش 20 درصد پيشرفت فيزيكي ايجاد شده . چون همون 12 ميليون هم دست صابخونه قبلي بود مجبور شدم بيام يه مدت خونه بابام بشينم تا حالا گل بياد و بهار بياد و خونه ما حاضر شه . كي ؟ والا نمي دونم !

حالا بايد تا چند ماه ديگه كه خونه حاضر بشه من 10 ميلييون ديگه بدم به اين فلان فلان شده . الان هم موجودي من چيزي حدود 35000 تومنه كه البته تو عابر بانكمه . حالا تا اينجاشو داشته باشيد . عيال ميگه جمعه عروسي دعوتيم هزينه ها رو ببين 1 – آژانس 2 – آرايشگاه 3- هديه عروسي 4- شاباش شاباش هزاري بپاش 5- متفرقه مثل اين كه مثلا از تالار اومديم بيرون يه مردك قرمثاق ( درست نوشتم؟) يه چوب برداشته و سرشو پر بادكنك كرده دونه 500 تومن . اين وسط اگه بچه بادكنك بخواد چي بگم جلو اين همه آدم بگم نه ؟

البته ميشه يه جورايي صرفه جويي كرد چه جوري؟ الان ميگم . آ رايشگاه رو كه نميشه كاريش كرد ولي آژانس فقط موقع رفتن ميگيريم و موقع برگشت چون ديگه چروك شدن لباس و به هم خوردن تيپمون مهم نيست خوب يه جوري زوركي خودمونو ميكنيم گوشه ماشين عزيزان كه اي بابا گفتيم داريم از عروسي برميگرديم دورهم باشيم . ( اين جمله قراره به صاحب ماشين گفته بشه)- هديه عروسي اصلا نمي دونم چي بايد بديم بابا اين رسم مسخره چند وقته مد شده تو اين فاميل مزخرف ما گوش كنيد اواخر مراسم گوينده اعلام ميكنه دايي داماد 200000 تومن به افتخارش ، پسر خاله عروس 150000 تومن به افتخارش ، يه آدم ناجور ديگه 250000 تومن اون يكي فلان فلان شده يه سكه تمام زمستوني وجدانا نميشه اين وسط بگن آقا سليمان 10000 تومن اصلا ميشه براي 10000 تومن به افتخار كسي دست زد .خدا كنه به عوض افتخار به جاي ديگه اي دست نزنن . خلاصه اين موضوع حلش يه نمه سخته . آهان فهميدم 10000 تومن ميذاريم تو پاكت چند دقيقه قبل از اتمام مراسم بلند ميشيم و اعلام ميكنيم ما جاي ديگه اي هم دعوتيم و بعد فرار ميكنيم حالا مي خوان به افتخارمون دست بزنند ميخوان جاي ديگه دست بزنند ما كه رفتيم آسيا . . ون لق لنگيا . نه بابا زشته ولي فكر كنم همين بد نباشه . ميمونه شاباش . ميگم عروس دوماد چون با هم ميرقصن سمت خانومها خوب هر دوشون مطمئنا از عيال بنده شاباش ميگيرن چه معني داره دوماد وقتي سمت مرداست منم بهش شاباش بدم . ميشه يه كاري كرد وقتي دوماد به سمت من مياد الكي موبايلو در گوشم ميگيرم كه بله جانم امر بفرماييد يه نمه فاصله ازش بگيرم اونجام كه خ. . توخ. . ديگه كي به كيه اصلا كي مي فهمه كه من دادم يا ندادم . آخيش راحت شديم البته همينجوريش هم فكر كنم كون اين 35000 تومن من پاره شه . به هر حال خوبه ديگه يه عروسي از سرمون باز كرديم . اي بابا اين بچه چي ميگه اين وسط . بابا منم بايد برم آرايشگاه موهامو ژل اكليري بزنم خوشگل بشم . آخه بچه ما 5 سالمون بود شونه به سرمون ميخورد از ذوقمون 3 روز غذا نمي خورديم . يه چسبي چيزي بزن ديگه اون كله رو .

چي ميگفتم چي شد ؟

حالا تا عيد بايد 10 ميليون جور كنم . شايد يك ميليون از سركارم وام بگيرم . يك ميليون هم عيدي و تسويه حساب آخر سالم ميشه رو هم ميشه دو تومن اگه بتونم از يكي يك ميليون قرض كنم سه تومن ميذارم تو اين بانك خراب شده سه ماه بعد سه ميليون وام ميگيرم ميشه شيش تومن اين جمله رو تو اين چند روزه حداقل پونصد بار گفتم براي خودم . آخه بدبخت همون شيش تومن هم يه تومنش قرضه پنج ميليون كم داري نمي دونم . خودمو سپردم دست روزگار . قاطي كردم نمي دونم چيكار كنم . خداجون قربون كرمت يه 10 تومن به ما بدي از درگاهت كم ميشه بده ديگه بابا همش 10 تومن يه نگاه به ذخيره ارزي بنداز . نداري ؟ خيلي خوب با تو يكي ديگه نميشه درافتاد قربون اون بنده نوازيت برم . ولي اگه ..... اصلا ولش كن بابا زياد مهم نيست . ولي خدا اينو بدون من 10 ميليون كم دارم بايد بهم بدي ! شانس ما دور و بري ها هم كه ماشالله همه ميلياردر. زكي !!! ( اين كلمه آخرو با صدايي

راستي اين 35 تومنو خرج كنيم تا سر برج چه كنيم ؟ آآآآآآآآآآه فكر اينجاشونكرده بودم . نمي دونم شايد يه گواهي پزشكي بگيرم ببرم براي داماد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 10:27  توسط سلیمان  | 

یکی از مواردی که خیلی از اون بدم میاد اینه که مطلب دیگران چه بزرگان ادب و ادبیات و علم و چه سایر عزیزان وبلاگ نویس رو در وبلاگ خودم کپی کنم و تو این دو سالی که وبلاگ نویسی میکنم هیچ وقت این کا رو نکردم . ولی در مورد بادبادک از نوع شعر خیلی خوشم اومد و برام باعث نوعی آرامش بود من فقط شعر رو خوندم و متاسفانه متوجه نشدم مال کیه . البته یحتمل از هنرنماییهای عزیزانی چون نیما و سهراب و از این دست شاعران گرانمایه اس . در هر صورت من معذرت میخوام و دیگه از این کا ها نمی کنم .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 11:12  توسط سلیمان  | 


باد بازیگوش

بادبادک را

بادبادک

دست کودک را

هر طرف می برد

کودکی هایم

با نخی نازک بدست باد آویزان!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 12:47  توسط سلیمان  | 

 

خدایا !

من

جوانی کردم و شکستم

نمی دانم چه چیز را

ولی تو کاری کن آنچه شکستم

دل نباشد !

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 20:20  توسط سلیمان  |