|
|
|
|
|
1- منزل: خانه تكاني تمام ميشود . نگاهي به خود مي اندازم سعي ميكنم تمام جرخوردگيها را ناديده بگيرم بدون رفو از كنارشان بگذرم و با لبخندي زوركي به استقبال بهار بروم .
دوست دارم ببارم .
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 9:10 توسط سلیمان
|
|
||
|
|
|
|
|
۱- كسر خواب شديدي دارم . خيلي زياد ولي با این حال خوابم نمیبره . تا ساعت يك نصفه شب از كانال يك تا سيصد ميرم و برمي گردم هيچ چيزي براي تماشا گير نمي آد . 3- پرده ها رو بايد بشوريم . فرشها خيلي كثيفن . ديوار ها رو بايد دستمال بكشيم . نرده ها بايد رنگ بشن اينارو تو انجام بدي بقيه اش با من . خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا . 4- امسال همه عيديهارو نقدي ميدم . به من چه كه فلاني چي لازم داره و چي لازم نداره . اين پول خودت برو هر چي لازم داري بخر . بد ميگم ؟
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 8:33 توسط سلیمان
|
|
||
|
|
|
|
|
آی ایهاالناس بدانید سیزه اسفند تولد سلیمانه . به افتخار همه متولدین اسفند ( به قول عمو قناد دست و هوراااا ) سنم داره میره بالا فکر کنم سی و دو سه رو شیرین پر کردم . . . .بله درسته خلاصه با توجه به اینکه من اعتقاد دارم آدم بعد از سی سالگی به هیچی بند نیست بنابراین آدم که از سی رد شد میشه گفت کارش تمومه و هر لحظه ممکنه تموم کنه . هدیه تولد اصلا نمی خوام چون دوست ندارم روز تولدم کسی به من هدیه بده هدیه باید کاملا بی مناسبت باشه . مثلا من نشستم خونه دارم به انواع قرض و وام و قسط و بدهی هام فکر میکنم یهو یکی بیاد تو منو محکم بغل کنه و ببوسه و چند تا تراول ۲۰۰ تومنی بده که سلیمان جون خیلی دوست دارم . چند قطره اشک هم در باب دوست داشتن من بریزه بد نیست . حالا تولدم مبارکه ؟ همتون بگید مبارکه . پ - ن این مطلب کاملا فی البداهه بود ببخشید منو . این روزا قات قاتم اساسی و خفن .
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 9:10 توسط سلیمان
|
|
||