|
|
|
|
|
1- بالاخره من این ماشینو گرفتم . میدونم باور نمی کنید ولی من گرفتم . چون اول کاره بسیار ندید پدید رفتار می کنم و هر جا می خوام برم با سالار با هم میریم ( سالار اسم مستعار ماشین منه ) خلاصه اینکه اساسی داره خوش میگذره . با توجه به اینکه قیمت پایینتر از چیزی شد که فکر می کردم با بقیه پول هم اساسی واسه ماشین مایه گذاشتم . چادر مسافرتی – چادر خونگی - ظروف سفری – فلاکس چای - منقل ذغال لیمویی – قلیان – زیر انداز سفری و خلاصه هر چی که بشه تو سفر ازش استفاده کرد . روز سوم ماشین خریدن اقوام که بی صبرانه منتظر ماشین خریدن بنده بودند تشریف آوردن و ضمن مبارک گویی برنامه ای چیدند برای یک آخر هفته زیبا . توافق کردیم بریم طالقان نمی دونم رفتید یا نه ؟ ولی جدا تو این فصل سال جای قشنگیه کوههای بلند و کاملا سبز دره های عمیق و وحشتناک جاده پیچ در پیچ و خلاصه اینکه جاده چالوس جدا پیش جاده طالقان اصلا خطری نداره . حالا ما هم سه روزه ماشین گرفتیم و راه افتادیم راستش وسطهای راه پشیمون شدم و خواستم دور بزنم ولی ادامه دادم و رسیدیم به سد طالقان . زیبا بود و من چنین مناظری کمتر دیده بودم . حساب کنید ساحل با شن های درشت دریاچه سد بزرگ و زیبا و البته آرام کوههای بلند که تماما لباس سبز تنشون بود ( البته با طرفداران موسوی اشتباه نگیرید ) و کوههای پشتی که هنوز برف روی اونا بود و سفید بودند . 2- انتخابات هم برای خودش تعریف زیاد داره . شخصا از میر حسین موسوی حمایت می کنم و بهش رای میدم ضمن اینکه به رای بقیه هم احترام میذارم . خلاصه اینکه همه چیز مملکت تعطیله و کارمون شده انتخابات . بنده هم البته به عنوان اپراتور کامپیوتر تو یکی از حوزه های تهرانسر حضور دارم . من از همه اونایی که نمی خوان رای بدن خواهش میکنم بیان و رای بدن .بذارید سرنوشت مملکت به خواست عموم نزدیکتر باشه . صحبت بیشتر ممنوع . به امید پیروزی سبزپوشان . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 10:53 توسط سلیمان
|
|
||